قهرمان

مصائبی را خرد می کنم/
صدایی را چکه…
ای سفره ی پهن لقمه های هم صدا!
بیا گپ بزنیم /در صدایی که دیگر ندارمت
چند جریب از حرف هایی که باتو دیگر نزدم/
بایر است؟
بیل بزن به کرت های خیس تن ام
دیروز مولفه ای را لای پرتی خنزر ها/
چسب زخم زدم
جای ات در چت روم کمد های گپ ام/
خالی است
فایده این خاک بازی در چشم های تو
چه بود؟
فایده ی لغت هایی که پراندیم در
سیگنال های خاک عقیم؟
بگذار دوباره برای اغوای دموکراسی،
پارتنر جابه جای دهان هایمان بشویم
بگذار رفاقت چند سال زمین های فئودالِ
سرهای سرخ مان را /
در کمونیسم ذهنی قهرهای بایرمان/
به سمت پرولتاریا ببریم…

می خواهم از بخش های ویژه توی
سرم
پانسمان های خراشی را
در گفتگویی که نکردم ات/باز کنم
بازکنم فازهای فاضلاب این آفازیِ
چند صدایی را /در زمین هایی فروخته شده

تیول های بستری ام را
در بورژوازی این زخم وسیع /مردمی کنم
توی سرم شکسته کلوخ های بحث
قهرمان ملی عصرهای گپ ام را
کشته اند
تو گوش های ات را
پر می کنی از کودهای بشری

وعشق مفاهیم اش را چال می کند…

انقلاب ها به همین سادگی،
لای علف های بیهوده/سست می شوند

رویا_مولاخواه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *