پالتوها

برای من مهم نیست،ساقه ی توی جیب،التفات برج را /قد ندهدکمی دیروز پاگرفته امسوبژه ای را خرد می کنمجزیی نشسته در شطرنجی کلپراگرافی را ترش…

ادامه مطالب پالتوها

بلاگر

من اندوهگینم/و اندوهم را در فستیوال بلاگرهابه جهنم بردمکسی بی خاصیت /ترجمه یمبالغه ای را صیغه می کرد/در بنگاه های ملکیِ زن و نزار قبانی…

ادامه مطالب بلاگر

نقدی بر شعر «گریستن»

خوانش و نقدی از مینو نصرت-شاعر و منتقد برشعری از رویامولاخواه گریستن» باید گریستن را /زیست یا زیستن را ،از کوچه ای درآمد/سوار اتوبوس شد،…

ادامه مطالب نقدی بر شعر «گریستن»